داستان غمگین و غبرت آموز رفاقت

تبليغات
تبليغات
تبليغات
تبليغات

کاربران برتر ماه

کاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماه

کاربران برتر ماه

منوهاي سايت

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد

ورود به سايت

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين ارسال هاي انجمن عشقوليا

کمي طاقت داشته باشيد...
عنوانپاسخبازديدتوسط
012mohsenjoon
14131crazy
1086066zahrakashani
47612082zahrakashani
8293zahrakashani
7189crazy
285mhrsm
1296mahsan68415
7757mahsan68415
1143fatima78

داستان غمگین و غبرت آموز رفاقت

داستان غمگین و غبرت آموز رفاقت

سلام عشقولیا خوبین من با یه پست جدید که یه داستان به نام داستان غمگین و غیرت آموز رفاقت اومدم پیشتون امیدوارم از این پستم هم خوشتون بیاد دوستون دارم تا ابد قلبماچلبخند


دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟

ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.

حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد.


سلام....خوش اومدی به سایت عشقولیا... عشقولیا یه سایت خاص واسه آدمای خاص اگه خوشت اومد عضو شو...
براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
تاريخ انتشار : یکشنبه 26 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:16
تعداد بازديد : 263

مطالب مرتبط

بخش نظرات اين مطلب

محسن
اين نظر توسط محسن در تاريخ 5 سال پیش و 14:29 دقيقه ارسال شده است :
عالی بود
تشکر
پاسخ : سلام ممنونم لطف دارین خواهش میکنم کاری نکردم وظیفه اس
محمد مهدی افقری
اين نظر توسط محمد مهدی افقری در تاريخ 5 سال پیش و 1:30 دقيقه ارسال شده است :
بسیار زیبا بود ممنون
پاسخ : سلام ممنونم لطف دارین
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

پشتيباني