داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد

تبليغات
تبليغات
تبليغات
تبليغات

کاربران برتر ماه

کاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماه

کاربران برتر ماه

منوهاي سايت

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد

ورود به سايت

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين ارسال هاي انجمن عشقوليا

کمي طاقت داشته باشيد...
عنوانپاسخبازديدتوسط
018sardarsss
132lala33
47715236arman
059bamdadlly22
9455kitazoka
085mohsenjoon
1087601zahrakashani
8516zahrakashani
7435crazy
2229mhrsm

داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد

سلام عشقولیا خوبین من با داستان عاشقانه من پریا و عشقم فرهاد اومدم پیشتون امیدوارم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشید

بابت لطف و محبت و مهربونی که به من و پست هام دارید ازتون ممنونمماچ


داستان در ادامه ی مطلب 

⬇ ⬇ ⬇ ⬇ ⬇

سلام....خوش اومدی به سایت عشقولیا... عشقولیا یه سایت خاص واسه آدمای خاص اگه خوشت اومد عضو شو...
براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 01 ارديبهشت 1395 ساعت: 10:11
تعداد بازديد : 465

مطالب مرتبط

بخش نظرات اين مطلب

اين نظر توسط در تاريخ 7 سال پیش و 9:54 دقيقه ارسال شده است :
چقد غم انگيز بود
آخيييى
گريم گرفت واسش...
خيلى گناه داشته...

مرسى الهه جون
پاسخ : سلام اجی خوبی ممنونم اجی بله خیلی غمگین بود داستانش ببخشید اجی اگه ناراحتت کرد این پستم خواهش میکنم اجی وظیفه اس کاری نکردم
Zed_boy
اين نظر توسط Zed_boy در تاريخ 7 سال پیش و 21:05 دقيقه ارسال شده است :
داستان خودتونه؟!
پاسخ : سلام نه من این داستانو از یه سایت کپی کردم گذاشتم اینجا ممنونم بابت نظرتون
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

پشتيباني