close
تبلیغات در اینترنت
متن نوشته های عاشقانه غمگین جدید - 3

متن نوشته های عاشقانه غمگین جدید - 3

تبليغات
تبليغات
تبليغات
تبليغات

کاربران برتر ماه

کاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماهکاربر ماه

کاربران برتر ماه

منوهاي سايت

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

ورود به سايت

نام کاربری :
رمز عبور :

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين ارسال هاي انجمن عشقوليا

کمي طاقت داشته باشيد...
عنوانپاسخبازديدتوسط
03azadehsadeghi
02azadehsadeghi
4316468sevda-joon
484hwdrzd
1073657hwdrzd
4111hwdrzd
3111sevda-joon
1994957crazy
045roya2020
3112crazy

ربّنای دیده ات

ربّنای دیده ات

روزه ام با ربّنای دیده ات وا می‌شود

ای عجب از آن همه ذکری که در چشمان توست...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 04 تير 1395 ساعت: 14:0
تعداد بازديد : 135

نذر کردم تا بیایی

نذر کردم تا بیایی

نذر کردم تا بیایی

هر چه دارم مال تو

چشم های خسته و

پر انتظارم مال تو

یک دل دیوانه دارم

با هزاران آرزو

آرزویم هیچ

قلب بی قرارم مال تو

نويسنده : | موضوع: متن , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 04 تير 1395 ساعت: 1:50
تعداد بازديد : 166

پا روی پا

پا روی پا

 

 

پاروی پاااااااااااااا

 

روی سکوهااااااااا

 

مث بچیگیاااااااااااااااا

 

دنبال توام ای عاشق تنهاااااااااااااا

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 03 تير 1395 ساعت: 16:10
تعداد بازديد : 172

من از تمام این دنیا عشق می خواهمُ

من از تمام این دنیا عشق می خواهمُ

من از تمام این دنیا
عشق می خواهمُ
مُشتی شعر
گل های شمعدانی پشت پنجره
و لبخندهای تو . . .

كه تكثیر می كند عشق را
به بی نهایت...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 03 تير 1395 ساعت: 9:0
تعداد بازديد : 210

عاشق که می شوی

عاشق که می شوی

عاشق که می‌ شوی

قشنگ می ‌شوی!

قشنگ مثل روزهای آفتابی

روزهایی که آفتاب می‌ آید و هوا برای دیدن

داغ می‌ شود

قشنگ مثل وقتی که‌ می‌ گویی:

گرمم است! بیا بریم طرف جایی

کنار چشمه ‌ای، لب دریایی

قشنگ مثل رفتن‌ های زیر یک درخت

دراز به دراز شدن و

رو به آسمان

به‌ هم نگاه کردن

قشنگ! نه مثل وقتی که تو را در ابری سوار ‌ببینم و

بگویم: هوی! کجا؟

بخدا من تو را قشنگ دوست دارم

قشنگ مثل وقتی که باد بگیرد و

ابر برگردد

باران شود

و من چتر تو باشم

عاشق که می‌ شوی

تو 

خیلی قشنگ می‌ شوی

نويسنده : | موضوع: متن , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 02 تير 1395 ساعت: 17:19
تعداد بازديد : 177

زندگی در گذر است

زندگی در گذر است

زندگی در گذر است
آدمی رهگذر است
زندگی یڪ سفر است
آدمی همسفر است
آنچہ مےماند از او
راه و رسمِ سفر است
رهگذر مےگذرد...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 02 تير 1395 ساعت: 14:0
تعداد بازديد : 195

جای ساحل و دریا عوض شده است

جای ساحل و دریا عوض شده است

خو کن به قایقت
که به ساحل نمی رسیم

خو کن که جای
ساحل و دریا عوض شده است...

فاضل نظری 

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : سه شنبه 01 تير 1395 ساعت: 14:0
تعداد بازديد : 132

با من راه بیا

با من راه بیا

با من راه بیا...

 

که "برای تو"...

 

از

 

بیراهه های زیادی...

 

گذشته ام...!!!

 

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:57
تعداد بازديد : 243

دلم گرفته برایت...

دلم گرفته برایت...

دلم گرفته برایت...

مگر نمی دانی ! چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

غزل بخوان که بمیرد میان سینه من غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه , جملات تنهایی ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 19:1
تعداد بازديد : 202

این یعنی دوستت دارم...

این یعنی دوستت دارم...

پدر بزرگم سواد نداشت

هر وقت می خواست

به مادر بزرگم ابراز احساس کند،

فقط میگفت:

چخبر حاج خانوم؟

و من پس از سالها فهمیدم

این یعنی...

دوستت دارم.

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 21:47
تعداد بازديد : 203

دوست خوب

دوست خوب

مردم هر کدام آرزویی دارند!

یکی مال می خواهد،

یکی جنال و دیگری افتخار...

ولی به نظر من دوست خوب از تمام اینها بهتر است...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 8:39
تعداد بازديد : 154

آرام دوستت خواهم داشت...

آرام دوستت خواهم داشت...

 

آرام دوستت خواهم داشت طوری که...

حتی خودت  از این عشق بویی نبری!

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 12:3
تعداد بازديد : 198

داستان عاشقانه سری هشتم

داستان عاشقانه سری هشتم

نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم
هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود
نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام
به همه لبخند می زدم
آدمای دور و بر در حالی که لبخندمو با یه لبخند دیگه جواب می دادن درگوش هم پچ پچ می کردنو و دوباره می خندیدن ....

بقیه داستان در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 9:0
تعداد بازديد : 176

جز تو کسی نیست

جز تو کسی نیست

تا در آینه رفتم که

بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آینه هم

جز تو کسی نیست...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 23:0
تعداد بازديد : 187

ﻳﺎﺩﺵ بخیر

ﻳﺎﺩﺵ بخیر

ﮔﺎﻫـﻰ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﻳﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ..

ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺧﺎﻃــﺮﻩ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﺸﻮﺩ ...

ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﯿﻢ ...

ﻭ ﭼﻘـﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ:

ﻳﺎﺩﺵ بخیر

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 22:17
تعداد بازديد : 183

من به آمار زمین مشکوکم

من به آمار زمین مشکوکم

من به آمار زمین مشکوکم

اگر این سطح پر از آدمهاست

پس چرا این همه دلها تنهاست...!

همه در جمع ولی تنهایند

من که در تردیدم

تو چطور؟

سهراب_سپهری

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 21:37
تعداد بازديد : 171

داستان عاشقانه سری هفتم

داستان عاشقانه سری هفتم

 

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو ...
صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی , موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .
مثه یه آدم عاشق , یه دیوونه , همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد .
هیچ کس اونو نمی دید . همه , همه آدمایی که می اومدن و می رفتن
همه آدمایی که جفت جفت دور میز میشستن و با هم راز و نیاز می کردن فقط براشون شنیدن یه موسیقی مهم بود....

بقیه داستان در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 21 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 198

شاعری فقیرم

شاعری فقیرم
شاعری فقیرم!
برای رفتن
چمدانی نداشتم
چَشم هایم را بستم...
نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 21 خرداد 1395 ساعت: 10:52
تعداد بازديد : 204

داستان عاشقانه سری ششم

داستان عاشقانه سری ششم

 


در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات !

روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند.

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 159

قشنگ ترین هدیه ی عشق

قشنگ ترین هدیه ی عشق

میگن دلـتنگی

 

 قشنگ ترین هــدیه عشقه 

 

حالا من با این هـدیه 

 

قشنگ تو چکارکنم؟

 

دوستـ❤️❤️ـت دارم 

 

 

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , جملات تنهایی ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 9:5
تعداد بازديد : 167

داستان عاشقانه سری پنجم

داستان عاشقانه سری پنجم

 
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.

بقیه در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 199

خرداد بیچاره...

خرداد بیچاره...

خردادِ بیچاره

هنوز بهار است،

اما نه باران دارد  نه شکوفه

 مثل من که هنوز عاشقم،

اما نه تو را دارم

نه نشانت را

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت: 10:34
تعداد بازديد : 187

داستان عاشقانه سری چهارم

 

زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.
از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.

بقیه در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
تاريخ انتشار : سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 139

داستان عاشقانه سری سوم

داستان عاشقانه سری سوم

 سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.

یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند.

ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد.

مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد.به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت.پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد...

بقیه در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 213

داستان عاشقانه سری دوم

داستان عاشقانه سری دوم

 هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...
هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !
با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !
مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!
هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند. طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...
چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!
هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیشت بزنند ...

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 190

چقددلم گرفته

 

چقددلم گرفته تواین نم نم بارون

 

چشام خیره به نور چراغ تو خیابون

 

خاطرات گذشته منو میکشه اروم

 

چه حالی دارم امشب بدون تو زیر بارون

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت: 16:7
تعداد بازديد : 277

داستان عاشقانه سری اول

داستان عاشقانه سری اول

 

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز می‌گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمده‌ام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست...


بقیه داستان در ادامه مطلب

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 15 خرداد 1395 ساعت: 20:0
تعداد بازديد : 171

داستان عاشقانه زمان غربت

داستان عاشقانه زمان غربت

سلام عشقولیا خوبین من با یه داستان عاشقانه جدید اومدم پیشتون امیدوارم از این پستم هم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشید دوستون دارم تا ابد لبخند


وقتی شماره موبایل روی صفحه موبایلم درج شد، کمی تعجب کردم، چرا که پدرم پسرم می دانست من در این ساعت سر کار هستم و معمولا غروب به بعد تلفن می زد که به وقت آن کشور عصر باشد و هم او و عروسم از دانشگاه برگشته باشند و هم من از سر کار برگشته باشم. با این حال فکر کردم مانند بعضی وقتها که ناگهان احساس دلتنگی می کند، زنگ زده که به قولخودش چند کلمه صدایم را بشنود و قطع کند:
-سلام بر بهترین پسر دنیا… چطوری پیام جان؟
جواب پیام را در این طور مواقع حفظ بودم که ابتدا با صدای بلند قهقهه می زد و بعد هم خنداخند می گفت:«سلام بر بهترین پدر دنیا… صدای شما را که می شنوم خوبم…»
 
-خوب نیستم پدر حالم اصلا خوب نیست … ما بد جور گرفتار شدیم پدر… مژگان توی بازداشتگاهه.
نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : پنجشنبه 13 خرداد 1395 ساعت: 8:56
تعداد بازديد : 252

داد از دسـت تـنـهـايــی !

داد از دسـت تـنـهـايــی !

دل از درد جدايی ميکشد آهی و می گويد کــه : تـنـهـايـی عـجـب درديـسـت ! داد از دسـت تـنـهـايــی !

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , جملات تنهایی ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت: 21:43
تعداد بازديد : 167

بی تابی های این دل دیوانه

بی تابی های این دل دیوانه

دستت را 

 

از روی سینه ی من بردار 

 

ترسم 

 

بی تابی های این دل دیوانه 

 

آسیبی رساند  به آن نازنین...

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 21:39
تعداد بازديد : 164

آوای خوش دوست شنیدن دارد...

آوای خوش دوست شنیدن دارد...
خورشید کنون نازدمیدن دارد
آواے خوش دوست شنیدن دارد
امروزچنان تنـگ شده این دل من
روے خوش یارست که دیدن دارد
نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , جملات تنهایی ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت: 17:24
تعداد بازديد : 198

نیمکت با هم بودنمان...

نیمکت با هم بودنمان...
نیمکت با هم بودنمان تنهاست
 من دل نشستن ندارم
 تو دلیل نشستن..
نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , جملات تنهایی , جملات سنگین ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 08 خرداد 1395 ساعت: 17:21
تعداد بازديد : 176

دیشب باران قرار با پنجره داشت...

دیشب باران قرار با پنجره داشت...

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه , شعر های عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 08 خرداد 1395 ساعت: 16:31
تعداد بازديد : 193

اینجا

اینجا

 

 

 

اینجا ایران است

 

صدای مراازقلب کسی میشنوید

 

که هرگز معنی عشق رانفهمید

 

ساعت 2بامداد

 

واو همچنان گریه میکند

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 07 خرداد 1395 ساعت: 20:30
تعداد بازديد : 183

چه شب تنهاییی

چه شب تنهاییی

چه شب تنهایی

 

چقدرامشب خیابان خلوت است

 

چه شب تنهایی

 

چقدامشب فکرنبودن به سرم زده است

 

منو ماهو ودیگرهیچ

 

ودیگرهیچو یه خیابان بدون هیچ احساسی

 

رویایم کجا رفت

 

دلبرم کجارفت

 

یادش بخیر

 

روزی خنده هایمان سکوت تلخ این خیابان را میشکست

 

یادش بخیر

 

روزی فقط فکرفکر باهم بودن ودرکنارهم دیگربودن بود

 

چه شد که پرپرشد تمام شادیمان

 

چه شد

 

چطورداستان اینقدر بد تمام شد

 

چه شد

 

دوزانو برروی زمین

 

شکست خورده ام

 

سجده می کنم


برخاکی که رد پایت 

 

ردپایت دران پیداست

 

تاشاید برگردی

نويسنده : | موضوع: متن , جملات تنهایی ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 05 خرداد 1395 ساعت: 15:51
تعداد بازديد : 227

امشب چه دلگیر است

امشب چه دلگیر است

 

 

امشب چه دلگیراست

 

امشب چه دلتنگم

 

چه بی کس شده ام

 

چه غریبم

 

امشب من یک عاشق بی کس تنها

 

باچشم هایی که اگر به ان خیره شوید

 

حرف دارند که برای دلش است

 

بازامشب تنهایی

 

باز فکربی کسی

 

بازهم گریه

 

بازهم تلخی،بازهم تلخی

 

بازامشب قلم بدست شده ام

 

تاشاید سبک شوم

 

تاشاید بتوانم بگویم

 

فراموش کردن سخت است بسی سخت

 

درنبردی گیرکرده ام باهزاران لشگرو

 

من تنها

 

چه کنم درتنهایی امشب

نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : چهارشنبه 05 خرداد 1395 ساعت: 15:10
تعداد بازديد : 185

ساعت از صفر گذشتہ عزیزم خوابے؟❣

ساعت از صفر گذشتہ عزیزم خوابے؟❣

ساعت از صفر گذشتہ عزیزم خوابے؟❣

 

❣یا ڪہ مثل من آشفتہ توام بے تابے؟

 

گل بدقول من انگار ڪہ خوابت بردہ❣

 

❣و هنوز منتظرم نیمہ شب مهتابے....

 

گل من سینہ ام از دورے تو تنگ شدہ❣

 

❣چہ ڪنم گندم  ممنوعہ اے و نایابے

 

ڪمر همت این چرخ و فلڪ را دیدے؟❣

 

❣شدہ ام راڪدو خاموش و گل مردابے....

 

صحبت عشق میان منو تو غالب بود❣

 

❣ساعت از صفر گذشتہ و هنوزم خوابے....

نويسنده : | موضوع: متن ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : یکشنبه 02 خرداد 1395 ساعت: 10:46
تعداد بازديد : 187

داستان عاشقانه ی عشق فامیلی

داستان عاشقانه ی عشق فامیلی

 سلام. من یه پسر 20 ساله ساکن جنوب شهر تهرانم.قدی متوسط به بالا دارم و وضعیت مالی خونوادمونم خوبه.خب اینا از مشخصات اوليه ام بود.پسری درسخون بودم تو مدرسه نمونه ام درس ميخوندم.اینا رو گفتم تا بیشتر درکم کنید.از بچگی رابطه خوبی با یکی از خاله هام داشتیم.يعني ی خیلی رفتو آمد داشتيم.منم همبازي دختر خالم بودم.حدود 16 سالم بود که فهمیدم دوسش دارم 

♡بقیه در ادامه ی مطلب ♡

نويسنده : | موضوع: متن , داستان کوتاه عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 01 خرداد 1395 ساعت: 10:38
تعداد بازديد : 216

مروری بر گذشته...

مروری بر گذشته...

برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم

منِ خسته با یه تیکه کاغذ و چند آه عمیق

هر روز به گذشته سفر می کنم

مثل یه پنده ام ولی مثل یه پرنده ای که

از قفس آزاد شده اما پرواز از یادش رفته

...

 


نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
تاريخ انتشار : شنبه 01 خرداد 1395 ساعت: 0:0
تعداد بازديد : 184

هنوز تو دلمه...

هنوز تو دلمه...

می خوام یه چیز بگم

 گر چه دوریم ز هم

 نمی ذارم توی دلم

 جا بگیره غصه و غم

...

بزار حالا که دارم از تو جدا میشم بگم که فراموشیت آسون نی خداییشم

...


نويسنده : | موضوع: متن , متن نوشته عاشقانه ,
برچسب ها: , , , , ,
تاريخ انتشار : جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:58
تعداد بازديد : 234

ليست صفحات

تعداد صفحات : 5

پشتيباني